هفتمین پست من در زندان
By مممد
امروز از آقای بازجو آنفلوانزای خوکی گرفتم.
برچسبها: میمون, کهریزک, آنفولانزای نوع آ, اوین, اوشون فشم, بازجو, خوک, زندان, سگ
این ورودی در نوامبر 6, 2009 در 2:48 ب.ظ و تحت دستههای زندان نوشت فرستاده شده. شما میتوانید هرگونه جواب به این ورودی را از طریق خوراک RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
نوامبر 6, 2009 در t 7:13 ب.ظ |
باز خوبه ایدز نگرفتی !
نوامبر 6, 2009 در t 8:04 ب.ظ |
راه های انتقال آنفلوانزا که دست دادن و بوسیدن و بغل کردن(!) و اینا بود!!! (“اینا” معانی گسترده ای دارد! -مترجم-)
بابا اینا (اون اینا نه! یه اینای دیگه!) که گفتن تجاوز! دیگه نگفتن عشقبازی که!!!!!!!!!!!
دمشون گرم بابا!!
(پی نوشت: الان خواستم این رو ارسال کنم! تردید داشتم که بدآموزی داره یا نه!!
اینجا زن و بچه ی مردم رفت و آمد ندارن که احیانا؟! کلی تعدیل(!) کردم سخنانم رو!)
نوامبر 6, 2009 در t 9:14 ب.ظ |
بابا تیک ایت ایزی!
نوامبر 6, 2009 در t 9:18 ب.ظ |
دمش گرم حالا باز !
نوامبر 7, 2009 در t 9:03 ق.ظ |
با ریسک خطر یک درصد یا دو درصد؟!
بیداد میکنه این فیل تراسیون.
نوامبر 7, 2009 در t 10:50 ق.ظ |
من متعجب بودم چرا زودتر از اين نگرفتي