این کسی که زده قذافی رو کشته، اگه میدونست چند سال دیگه چقدر خودش از کاری که کرده پشیمون میشه و چقدر همین مردم بهش فحش میدن، هیچوقت اینجوری با افتخار نمیگفت من کشتمش. خیلی ساکت میرفت خونهاش، اصلاً هم به روی خودش نمیآورد چی شده.
برچسبها: همین شماها رفتین کشتینش ما رو به این روز انداختین دیگه, کاری نداریم که حالا قاتل هم شده و دیگه نمیتونه زندگی کنه. نه بهش کار میدن نه زن!, تو بودی سرهنگو کشتی؟! اه اه! پیف پیف!, زمان سرهنگ کجا اینجوری بود؟, سرهنگ نور به قبرش بباره
اکتبر 30, 2011 در 15:43 |
حق با تو عزیز هیچ بدی نرفته که خوبی جاش بیاد بلکه بدتری جاش اومده
همین اول کار قانون تک همسری که قذافی کذاشته بود تا عرب ها را با فرهنگ کندوجمعیت کشورش رو کنترول تا عرب ها اززیادی جمعیت دوباره رو به مارمولک خوری نیارند را دارند با قانون چند همسری عوض می کنند واقعا که باید به حال لیبی افسوس خورد که از انقلاب ایران درس نگرفتند
نوامبر 2, 2011 در 08:13 |
همینه دیگه هر موقع مردم ایران به اشتباه خودشون پی بردند و فهمیدند که از کجا ضربه خورده اند، اوضاع این مملکت هم درست می شه.
جنبش سبزیهایی که در انتخاب شرکت کرده بودند (نه آنهایی که برای مخالفت با حکومت از فرصت استفاده کردند) فقط یک گروهی بودند مثل بقیه گروهها که در طول عمر حکومت آخوندی از گردونه قدرت به بیرون پرت شده بودند (که تصادفا این دفعه تعدادشون یک کم بیشتر از گروه های دیگه بود.) و صدای اعتراضشون به این خاطر بلند شده بود. وگرنه نه غم مملکت دارند نه غم شرف و انسانیت و … . از لحاظ پست فطرتی هم هیچ فرقی هم با مجاهدین و توده ای ها و اسهال طلب و … که قبل از اونها از گردونه به بیرون پرت شده بودند ندارند.
اینها را گفتم که کسی به صرف این که توی جنبش سبز بوده به خودش افتخار نکنه