میدونم اینجا یه وبلاگ طنزه و انتظار شنیدن حرف جدی از من ندارید. ولی میخوام به عنوان کسی که تجربه حضور در تجمعات رو داشته، چندتا نکتهی مهم (چه غلط، چه درست) که بهشون رسیدم رو باهاتون درمیون بذارم.
اول از همه مطمئن باشید حرفهایی از این قبیل وجود خواهد داشت:
تعداد مامورا خیلی زیاده! – مامورا امروز حق تیراندازی دارن! – نیروی انتظامی گفته با هرکس در خیابان باشد برخورد خواهیم کرد. – همهی خیابونارو بستن! – مامورا از گاز سمی و کشنده استفاده میکنن! – همین الآن خبر دادن که تظاهرات کنسل شد – تظاهرات سکوته، شعار ندید! – فقط آروم از تو پیادهرو حرکت کنید! – خیابون فلان الآن شلوغه، همه برین اونجا! نیروی انتظامی بدون دلیل به مردم عادی حمله میکنه …
به هیچ عنوان به این شایعات توجه نکنید، حتی اگه اینارو تو یه سایت معتبر و مورد اعتمادتون خوندید.
بهتون اطمینان میدم که 99 درصد حرفهایی که شما رو میترسونه یا ناامید میکنه، قسمتی از نقشهی حکومته و حتی اگه نباشه هم چیزی هست که اونا میخوان و به احتمال قوی واقعیت نداره.
نکتهی دوم مسیر راهپیمایی و نحوهی تظاهراته. بهترین جا برای شروع تظاهرات، جاییه که در روزهای عادی هم شلوغ باشه. این هم کار اونارو برای پراکندهکردن سخت میکنه، هم مردم بیخبری که از اونجا عبور میکنن رو از زندهبودن جنبش آگاه میکنه. هرچقد مسیرهای جدید و عجیب غریب بهتون گفتن، شما جایی برین که همیشه شلوغ میشده.
حالا دیگه خودتون میدونید کجا! اگه بخوایم یه جای مشخص رو بگیم، مسلماً اونجا رو تحت نظارت بیشتری قرار میدن.
این رو به یاد داشته باشین که بیشتر از این که ما از اونا بترسیم، اونا از ما میترسن. از اتحادمون، از شعارایی که میدیم.
من نمیخوام شما رو دعوت به خشونت کنم و میدونم قدرت مقابله با اونهارو نداریم، ولی باید از هر فرصتی استفاده کنیم تا به اونها ضربه بزنیم. فراموش نکنید، بارها شده که اونها از دست ما فرار کنن. قبل از اینکه اونا مارو غافلگیر کنن، ما باید اونارو غافلگیر کنیم. در برابر همچین حکومتی مظلوم بودن، ضعفه.
به حرف کسایی که سعی دارن تظاهرات رو آروم کنن یا شمارو به سمتی ببرن که خلوتتره و باعث پراکندگیتون بشن، توجه نکنید. نفوذیها کارشون همینه که رهبری جمعیت رو به دست بگیرن.
به مردم نگین به شما بپیوندن، شما برین به اونها نزدیک بشین. و تا یه نفر فرار کرد، شما فرار نکنید، به اون بگین برگرده.
نکتهی سوم هدف تظاهراته. به نظر من تو این شرایط، مهمتر از خودمون، مردم سوریه هستن. هرچقدر هم که بدبخت باشیم، مثل اونها هر روز از جمعیتمون کاسته نمیشه. این رسمش نیست که برای اونایی که به جای ما دارن با جمهوری اسلامی مبارزه میکنن، حداقل یه شعار ندیم. زنده باد سوریه، مرگ بر روسیه، یا مرگ بر بشار اسد، یا اگه خیلی با شعار مرگدار مشکل دارین، میتونید همون حیا کن رها کن و از این چیزا بگین!
خواهش میکنم امید داشته باشین و قبل از رفتن، اتفاقات ناخوشایند رو پیشبینی نکنید. همونهایی که میگن خبری نمیشه و کسی نمیره، اگه فقط همونا برن، خیابون پُر میشه. نگران خطرش هم نباشید. به خدا حضور شما تو خیابون تا وقتی کاری نکنید، براتون خطرساز نیست. پس حداقل حضور داشته باشید. شک نکنید که خیلی راحتتر از اونیه که فکرشو میکنید.
ازتون نمیخوام مثل مردم سوریه باشید. چون میدونم انگیزه کافی ندارید. میخوام حداقل مثل یه سال پیش خودمون باشیم. مطمئن باشید همین کافیه که دنیا رو تغییر بده.
فوریه 7, 2012 در 14:55 |
دلم براتوم میسوزه…
به … افتادن که میگند همینه؟!
فوریه 11, 2012 در 14:21 |
شما بهتره بری با آرمان های اون مقوا تجدید میثاق کنی.
به صرف ساندیس و همونی که میگی.
فوریه 7, 2012 در 15:05 |
دوست عزیز این راهپیمایی چه هدفی رو دنبال می کنه؟
حتا اگه حضور مردم بسیار زیاد باشه (که اصلا این طور نیست، چون من در جنوب شهر زندگی می کنم و مطمئن هستم که هیچ کسی از این اطراف اهل اینترنت و .. اینچیزها نیست و روحشان هم خبر دار نمی شه که قراره راهپیمایی بشه. اگه هم بشه موافق نیستند و شرکت نمی کنند.) بعد چه اتفاقی می افته؟ مردم دوباره به خانه هایشان بر می گردند، اینها هم از این فرصت استفاده کرده اند یک تعداد دیگر جوان شجاع را شناساییی کرده اند و سر فرصت حسابشان را می رسند. باید برنامه ریزی داشت برای بعد از راهپیمایی. نه این که همین طوری بریزیم توی خیابان بعد ببینیم چه می شود. کروبی و موسوی هم همین اشتباه را کرده اند. هیچ برنامه ای نداشتند برای اینکه اگر یک روز دستگیر شدند تکلیف مردم چیست و چطوری می توانند از آنها حمایت کنند؟! نمی خواهم کسی را نا امید کنم ولی کلا رفتار شورای هماهنگی راه سبز امید اصلا منطقی نیست و نمی شود به آنها اعتماد کرد.
فوریه 7, 2012 در 15:25 |
درسته ولی 25 بهمن فقط ایدهی شورای هماهنگی نبود، قبل از اینکه شورا چیزی بگه ما خودمون منتظر تظاهرات 25 بهمن بودیم. این تنها فرصت ماست، نباید از دست بدیم. همین که خودمون رو نشون بدیم، خیلی چیزارو ثابت میکنیم و مورد توجه قرار میگیریم.
فوریه 7, 2012 در 23:31 |
سلام. اگر مایل باشید به وبلاگ من هم سری بزنید.هر چند فعالیت زیادی ندارم.ولی انشالله از چند روز اینده بیشتر مطلب خواهم گذاشت.ممنون
فوریه 7, 2012 در 23:58 |
بابا کوسخولن اینا…بدبخت چیت کمه مگه ؟؟ مثه خرس داری میخوری و میخوابی ؟؟؟ پشتت گرمه گرمه …میخوای برینی تو این مملکت که چی بشه ؟؟؟
شماها حتما یکی مثه رضا قلدر باید بالا سرتون باشه که تا عر عر کردید باتومو تو ماتهتتون فرو کنه…
فوریه 8, 2012 در 02:42 |
دوست عزیز هفت هزار تومنی
مملکت مدت زیادی هست که به محل مدفوع آقایون تبدیل شده … پشت کسی هم گرم نیست غیر از خود شما که البته با همین حقوق های جنگ نرم! دارید مثل «خرس» میخورید و میخوابید و کامنت میگذارید جاهای مختلف.
فوریه 8, 2012 در 18:12
اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر میکنید، ندارید.» برتراند راسل
فوریه 8, 2012 در 00:22 |
دوستان عزيز لطفا احساساتي نشويد و تحت تاثير قرار نگيريد. هدايت و خط دهي به اين تظاهرات اگر از طرف يك كانون متمركز باشد و حتي آن كانون اشتباه هم بكند ، بهتر از اين هست كه هر كسي از راه رسيده و نرسيده ناآگاهانه عمله ظلمه بشود و راه حلي پيشنهاد كند كه به جنبش آسيب برساند. به تعداد همه آنها كه براي شركت در تجمع آماده مي شوند ، راه حل وطرح وجود دارد ./ اگر هر كسي بخواهد راه حل و نظر خود را مطرح كند، نتيجه مثبتي از اين تجمع گرفته نخواهد شد. و دقيقا اتفاقي مي افتند كه خود مقامات كشور بدنبال آن هستند. بنابراين لطفا اجازه دهيد سياست ها فقط از سوي كانون اصلي كه همان شوراي هماهنگي راه سبز اميد است اعلام گردد. چه بسا بسياري از پيشنهادها كه معطوف به حركتهاي تند و افراطي و خشونت آميز است از طريق خود عوامل حكومت باشد براي منحرف كردن جنبشو فراهم نمودن سركوب جنبش مسالمت آميز. اتفاقا افرادي كه فرمان به تندروي و افراطي گري مي دهند خود از همه ترسوترند و هرگز حاضر به پذيرفتن تبعات آن نيستند.
فوریه 8, 2012 در 15:00 |
بله قطعاً اگه از طرف یک کانون متمرکز باشه خیلی بهتره، اما نه این شورای ناهماهنگی که تابحال در هیچ کاری موفق نبوده و فقط مورد تمسخر ملت قرار گرفته. چقد تظاهرات رفتیم که هیچی نشد و برگشتیم؟ شورای هماهنگی چه جوابی داشت؟ غیر از این بود که گفت مامورای امنیتی اومدن تو خیابون گرمشون شد؟
خیال نکن طرح تظاهرات 25 بهمن امسال از طرف شورای هماهنگی شکل گرفته. ما از مدتها قبل مطمئن بودیم این تظاهرات شکل میگیره و همه حرفش رو میزدیم. حتی خودمون هم سعی کردیم پیشنهاد تبلیغش رو به سایتها و شخصیتهای سیاسی بدیم.
اما این حرفای من پیشنهاد و راه حل تازهای نبود، من چیزایی رو گفتم که اکثر ما میدونیم و بیشتر جنبهی یادآوری داره. اگر هم جاییش غلط بود یا عاقلانه نبود خود خواننده میفهمه، جای نگرانی نیست.
فوریه 8, 2012 در 00:37 |
در مورد نفوذي ها ، من موافقم. جند سال قبل، يك فايل صوتي از نيروي انتظامي بيرون اومده بود كه نشون ميداد اين موضوع جزو برنامه هاي مقابله با اعتراضات مردميه. تغيير مسير راهبيمايي، تغيير شعارها، ترساندن مردم، و تفرقه انداختن بين انها توسط نيروهاي نفوذي يكي از مهمترين روشهاي تضعيف قدرت راهبيمايي است.
فوریه 8, 2012 در 01:00 |
در مورد عدم اطلاع مردم عادي، كاملاً درست است. بايد براي اين موضوع با اهميت راه حلي بيدا كرد. شايد بتوان با نوشتن شب نامه يا با ساده ترين راه، اطلاع رساني بين اقوام، بيشتر مردم را از برنامه هاي اينده باخبر كرد.
فوریه 8, 2012 در 13:05 |
کاشکی خودت که ادبیاتت خوبه دو سه تا شعار باحال اینجا می نوشتی که ملت بالاخره یک چیزی آماده داشته باشند.
فوریه 9, 2012 در 07:58 |
راهی نیست جز مقاومت مدنی … مقاومت مردمی. چه کسی گفته که باید حتمن تظاهرات میلیونی باشه تا تاثیر گذار باشه؟ به همین سوریه نگاه کنید؟ در اغلب فیلم هاشون میبینی که جمعی در حدود 200-300 نفر در خیابانهای فرعی دارن تظاهرات میکنند. مهم اینه که هر کدوم از ما رسانه باشیم … و ابزار اینترنت در اختیارمونه برای انعکاساتفاقات.
پس نا امید نباید بود یادمون باشه حتی اگر دیدیم تراکم جمعیت در پیاده رو مناسب هست با دادن یک شعار نه چندان تند مثل: درود بر سوریه موجب دلگرمی و پشتوانه سازی برای بقیه بشید. من پارسال خودم دیدم گه در خیابان آزادی نبش دکتر قریب وقتی پیاده رو ها شلوغ شد یه شیر دختر داد زد درورد بر موسوی و این آغاز یم حرکت وسیعی شد و مردم روحیه گرفتند و …
پش هر کدوم از ما میتونیم رهبری کنیم و میتونیم رسانه باشیم. درود بر تو ایرانی باغیرت.
فوریه 9, 2012 در 11:08 |
تظاهرات الکی به نظر من به هیچ دردی نمیخوره !!!!!! و فقط اگه بگیرن یا دهنمونو سرویس میکنن و یا اگه بکشنمونم که هیچی به هیچی ! یک عمرمون تلف شده با 1 گلولۀ عزیزان بسیجیه مهربان :) ! باید یک کار اساسی بشینن فکر کنن مردم انجام بدن ! جلوی تفنگ با دست خالی نمیشه وایساد ! هر عقل سالمی اینو میدونه ! این همه تظاهرات سکوت کردیم چی شد ؟ اصلا بیایم مثل سوریه بگیرن تیکه تیکمون بکنن و بکشنمون و بعدشم کشورای خارجی بخوان کمک کنن چین و روسیه وتو کنن !!!! به نظر من هنوز مردم قدرت وایسادن جلوی گلوله و تفنگ پر رژیم رو (( ندارند )) ولی هر موقع داشتند , اونموقع عاقلانست وارد جنگ شدن . و الا الان الکی خودمونو برای چیزی که اصلا معلوم نیست هیچ فایده ای داشته باشه برای بقیه مردممون به خطر زیادی انداختیم و هزینه بالا تر از سودشه ! فعلا ما جلوی قدرت آخوند , قدرت نداریم ( بازی مثل بازیه شطرنجه – فعلا وزیر و رخ ها ( توپ و سلاح های گرم) دست حریفه و ما نمیتونیم با سرباز خالی کیش و ماتشون کنیم و فقط خود کشیه محضه ! و عاقلانه اینه که صبر کنیم برای یک موقعیت که بتونیم سرباز رو به پایان خط برسونیم )
با دست خالی عمرا نمیشه آخوندی که تا مغز سرشم خون بگیره باز برای اسلامش میمونه و خونتو میریزه که اسلام شیطانیش بمونه جلوش وایساد :( . . . . .
باید یک راه اساسی تر مردم پیدا کنن . اینجوری نمیشه و فایده نداره .
هیچی به هیچی ! :( . . . . . . .
فوریه 9, 2012 در 22:34 |
با سلام به فتنهگران
ما فداییان رهبری مثل شیر در خیابان ها منتظر شما هستینم اگر جرعتش را دارید بیایید.من به عنوان فدایی رهبر حاضرم تک تک شما رو با گلوله هدف قرار بدم و مثل سگ بکشم.تر سوهای بزدل برید بمیرید مزدورهای خائن ..
مرگ بر فتنه گر
جانم فدای رهبر
فوریه 10, 2012 در 13:12 |
ترسو اونیه که از اسلحه استفاده میکنه برادر.
فوریه 11, 2012 در 03:03 |
آقاي فدايي رهبر عزيز . يك بار هم كه شده بيا فدايي مردمت باش . شما با مردمت زندگي ميكني . با مردمي كه سالها با شاه جنگيدن انقلاب كردن . به آقاي خميني اعتماد كردن و حكومت رو به ايشون سپردن. بعد جنگ شد گرسنگي شد شهدا و اسيرا و جانبازها و مردم عادي همه و همه پشت سر نظامشون ايستادن و تمام مشكلات رو تحمل كردن و بعد هم تحريمها و محدوديت ها و تورم و غيره . برادرم ! جان عزيز ترين كسانم از اين مردم شريفتر و صبور تر پيدا نكردم. با مردم باش . آقاي رهبر امروز و فردا رفتني هستند ولي حق هميشه حق است و خداوند جاي حق نشسته است و به من و شما نگاه ميكندكه در كنار چه كسي و در مقابل چه كسي هستيم . من ميدانم كه شما و دوستان شما هم به دنبال حق هستيد ولي خداوكيلي اينطور با مردمي كه آنها هم در اين آب و خاك سهيمند و خيلي هايشان مثل خود من از خانواده شهدا و آسيب ديدگان جنگ و غيره هستند و يا طعم نداري و سفره هاي خالي و فقر و محدوديت و هزاران مشكل را چشيده اندرفتار كردن درست است؟ . اين كه شما ميفرماييد از سر سيري است به خدا اشتباه ميكنيد . اين كشور براي من و شما در كنار هم است . من ميخواهم در اين مملكت تغييري حاصل شود كه ما در كنار هم عقايد خودمان را داشته باشيم ، ولي مثل انسان در كنار هم زندگي كنيم. من مخالف توهين و افترا هستم . نه كسي حق دارد به شما برادر مذهبي من توهين كند و انگ بزند و نه به شما حق ميدهم كه به من و عقيده من توهين كنيد. برادر عزيزم ، اين دوران ميگذرد و رهبران و آقايان ميايند و ميروند و من و شما بايد به تاريخ ، به اين آب و خاك و به خداي خودمان پاسخگو باشيم همانطور كه آنهايي كه قدرت را در دست دارند بايد پاسخگو باشند . مگر رهبر نبايد به خداوند پاسخ دهد كه چرا اكنون اين همه گرسنگي در كشوري به اين ثروتمندي وجود دارد؟مگر نبايد پاسخ دهد كه چرا جواب اعتراض ولو تند باشد ولو با فحاشي باشد ولو با شكستن شيشه باشد را با گلوله داديد؟ اصلا جواب فحاشي مردم در برابر حكومت حتي فحاشي از طرف حكومت هم نبايد باشد چه برسد به باطوم و گلوله و حبس و اعدام .من شما را همچون هر خواهر و برادر ايراني ديگرم چه موافقم و چه مخالفم يك نعمت ميدانم و اميدوارم روزي در كنار هم براي ايران آباد و آزاد تلاش كنيم و ايران با تكيه بر غيرت و دانش امثال شما و من در جايگاهي بايستد كه نه بي بي سي و نه هيچ رسانه ديگري منشا هيچ اتفاقي در كشورم نباشد . هيچ ديكتاتوري چه مذهبي و چه غير مذهبي در كشورمان جرات ظهور و عرض اندام پيدا نكند . هيچ ابر قدرتي چه آمريكا و چه روسيه و چين و انگليس برايمان ابر قدرت نباشد چون ما در كنار هم هستيم . اين روزهاي سياه تفرقه و تهمت و ناداني و بگير و ببند و فحاشي به پايان برسد و ادبيات ما ادبيات شايسته پارسي و اخلاقمان و رفتارمان بر گرفته از پندار نيك و گفتار نيك و كردار نيك و آموزه هاي مذهبي و سنتي خودمان باشد چه اسلامي و چه غيره . در آخر اين را بدان كه روز 25 بهمن روز اعتراض من نيست ، روز اعتراض ماست . من و شما با هم . اين مملكت به روزي افتاده كه از بي درايتي دولتمردان و سياستندارانش هر روز عرصه را خود بر خود تنگتر ميكند و مردم را فقير تر و خشن تر و عصبي تر و شايد هم مجبور به فساد بيشتر ميكند .. شما اعتراض نداريد؟؟ اين نظام نه در داخل ميتواند با مردم خود ارتباط سالم برقرار كند و نه در خارج توانسته دوستي سالم براي خود داشته باشد . اين چه معني دارد برادر؟؟ قسمت ميدم قبل از اين كه به فكر جواب دادن به من و يا هر چيز ديگري باشي فكر كن… فكر كن …
فوریه 11, 2012 در 14:25 |
منم یه زمانی زیاذد از این حرقا می زدم. تا روزی که اسمم شد همینی که می بینی.
تو هم اگه به این کارات ادامه بدی، ملت نمی کشنت. یه حرکت دیگه ای باهات می زنن.
فوریه 10, 2012 در 07:23 |
راهبيمايي سكوت هيج فايده اي ندارد. بايد با كساني كه جوانان ما را ميزنند و به انها رحم نمي كنند، مثل خودشان رفتار كرد. سوريه را ببينيد. بسياري از سربازان به مردم بيوستند. اكرسركوبكران ايراني هم شجاعت و انصاف داشتند و مانند معترضان فكر مي كردند، انها هم با مردم هم صدا مي شدند. بايد جدي تر شد و انها را ترساند، هر كس با هر جيزي كه ميتواند، با سنك، با جوب، بايد همه را زد و كشت. همانطور كه انها در همه جا و مخصوصاً در زندانها، جوانان بيكناه را ميزنند و ميكشند.
فوریه 11, 2012 در 00:07 |
منو پارسال پیارسال گرفتن (نا مشخص میگم که یه وخ آمارمو در نیارن!! (((: ). بعد اون قضیه بابا مامانم دیگه درو قفل میکنن!! ولی اگه شما چوب خطتون خالیه برین!
اگه خدایی نکرده، خدایی نکرده، خدایی نکرده گرفتنتون این نکات رو یادتون یاشه:
-اگه گروهی میرین، قبلش داستانهایی که قراره براشون تعریف کنین رو با هم هماهنگ کنین. حتی اگه مثلا میخواین بگین میریم همه خونه عمومون، قبلش به عمو بگین در جریان باشه اگه زنگ زدن سوتی نده.
-جوری رفتار کنین که انگار نمیدونین کیا و چرا گرفتنتون! کلاٌ در حال تعجب و اینا باشین. انگار شما فقط تلویزیون جمهوری اسلامی میبینین و اونم همیشه میگه که بسیجیا همه مهربونن و شما نمیدونین اینا چه کارایی امکان داره بکنن! باور کنین به نفعتونه. اگه بترسین و اونا ترس رو توی وجودتون ببینن کارتون تمومه!
-فقط و فقط یک داستان رو تعریف کنین! چند بار بازجویی میشین و هر سری گفتههاتون چک میشه و تناقض تو حرفاتون کار و سخت میکنه.
-هر اسمی (اسمتونو که میپرسن) که بگین چک میکنن تو ثبت احوال ببینن راسته یا نه. پس دروغ نگین
-گوشیتونو حتما چک کنین چیزی توش نباشه
-این خیلی ظریف و مهمه: اگه تونستین سعی کنین توجهشون رو به سمت یه گناه با درجه پایینتر (یعنی یه کار «بد» به غیر از تظاهرات، البته از نظر اونا) جلب کنین. مثلا تو بازجویی بگین که میخواستم برم فلان جا (پارتی، یه دختر/پسررو ببینم، قرار داشتم، چند تا دختر پسر بریم با هم کوه) و الان خیلی نادمم و اینا، چون کار پسندیدهای نیست (ندامت باید از چهره بباره!)، احتمالش زیاده که توجه بازجو شیفت پیدا کنه رو این قضیه و بی خیال تظاهرات شه
-حتما و حتما یه اکانت ایمیل «الکی» (یاهو، جیمیل،…) و یه اکانت فیسبوک «الکی» (یعنی به غیر از اینی که دارین) بسازین که اگه خواستن بهشون بدین. چون حتما یوزر/پس همه اکانتاتون رو میگیرن. یا اینکه قبل رفتن مطمئن شین که چیزی تو ایمل و/یا فیس بوکتون نیست یا اینکه مطمئن شین قبلا با این ایمیل چیز ناجوری نفزستادین
-خونتون رو چک نمیکنن، اما واسه احتیاط رو هارد چیزی نداشته باشین
-تو بازجوییها، ازتون همه چی میپرسن . حتما سعی کنین خیلی «میانه-رو» جواب بدین! یعنی نه خیلی روک و راست اعتقاداتتون رو بگین، و نه خودتونو جای بچه پیغمبر جا بزنین. ضمنا رو چند تا چیز حساسن و تو حرفاتون اصلا حرفی راجبش نزنین: کرد بودن، سنی-زرتشتی-بهایی بودن، فردا از افراد خانواده سیاسی-بازداشت-خارجنشین-طاغوتی بوده باشه.
-خیلی سبک نرین! یعنی بگین گوشی و کیف پولو همه چیو میزارم خونه با یه لباس فقط میرم! اونم مثلا یه دست لباس کهنه! شک میکنن خوب! شده مثلا کتاب زبان بذارین تو کیفتونو بگین دارم میرم کلاس زبان یا هرچی!
-آقایون گردنبند و دستبندو انگشترو این چیزا نبرین، چون عقدهای منحرف عوضی توشون زیاده. میدونین که چی میگم…
خلاصه دیگه… سبز باشین و سلامت
V
فوریه 11, 2012 در 01:25 |
داداش عزیز . فدائی رهبر جان قربونت برم :) … ما ترسو هم اگر هستیم . از 1 چیز میترسیم و اونم اینه : در برابر زندگی خودمون و خدای واقعی . نه خدای بکش بکش اسلام و رهبر شما :) مسئولیم و باید اون دنیا جواب پس بدیم بهش و تو این دنیام وجدان داریم باید به وجدان خودمون چواب پس بدیم ! ولی جاش بشه ببینیم بیش از حد آدمکشی میکنید . بله ما هم جلوتون وای میسیم :) …. فقط صبر کنید و دعا کنید و ایمان داشته باشید که ببینید اون روز رو عزیز دل برادر :) و حتی شما که قاتل عزیزان ما هستید و به ریختن خون ما باتمام وجودتون مشتاق و تشنه هستید :) هم همیشه براتون دعا میکنیم خدا چشم دلتونو باز کنه و بهتون رحم کنه . این بلا رو در زندگی به سر خودتون نیارید. موفق باشید. روزی در روز حساب همدیگرو خواهیم دید. به درود :) . . . پاینده باد ایران و ایرانی و همۀ انسانهای با وجدان در جهان که عاشق دیگر (( انسانها)) و تعالی زندگیشون هستند نه حذف فیزیکیشون و کشتن روح خودشون برای1 ابدیت . . . کاشکی روزی میرسیدید که به اینجایی که من رسیدم میرسیدید . منم قبلا ها مثل شما بودم و قرآن میخوندم و به آیات جنگ با کافران که میرسیدم همیشه از خدایی که فکر میکردم اون خدای واقعی جهانه میخواستم نعمت کشتن کافران و کسایی که بر ضد اسلامند رو بهم بده تا همشونو از سطح زمین پاک کنم تا زمین زیبا بشه و همه آدمهای با عدالت بمونن توش…. قافل ازین که بعده ها خدای واقعی (( خدایی که محبت است )) چشمم رو باز کرد و دیدم هیچی در درونم در گذشته,به جز یک قاتل (( نیت قتل کسی را داشتن )) نبودم و رهبری رو هم چون میدیدم حافظ اسلام هستند هم دوست داشتم مثل شما :) ولی چشمام الان باز شده و میبینم در تاریکی و 1 جهنم اسیر بودم. حالا که نور رو دیدم چیه واقعا . شما رم همین جا براتون دعا میکنم به نام خداوندی که بهش ایمان دارم , نه خدای اسلام , که کمکتون کنه و بیدارتون کنه ازین خواب شیرین یا شاید حتی تلخ . و به بیداری روحانی برسید. آمین :) . . .
فوریه 11, 2012 در 03:36 |
هیچ غلطی نمیتونید بکنید
فوریه 11, 2012 در 14:30 |
شما غلط های زیادی می تونید بکنید
فوریه 11, 2012 در 13:44 |
ممنون
فوریه 13, 2012 در 22:44 |
اقای فدایی رهبر تو دو تا تو سری از من بخوری دیگه ازین پرت پلا ها نمیگی در ضمن تو اگه پول مفت میگیری تا ادم بکشی من بدون پول حاضرم مخت بپاشم اینم بگم که شماها بیشتر به شغال میخورید تا شیر چون شیر هیچوقت همنوع خودشو نمیکشه
فوریه 14, 2012 در 00:22 |
اگه میدونستین این سپاه و اطلاعات تا کجاها نفوذ کرده شاخ در میارین دیگه این خیابان اینا که چیزی نیست همش بازی دادن و تصفیه و شناسایی فقط
فوریه 14, 2012 در 01:59 |
ma iranim az nasle korosho az nasle daryosh
har irani yek sepahe
ma nemikhim khone hamvatanemuno berizim mesle basijia kasif nistim
vali age erade konim podrin
فوریه 14, 2012 در 09:22 |
ببینید من هم با همه این بازی های شورای هماهنگی سبز امید مخالفم. اصلا اینها را از خود بازی رهبری می دانم که نیرو های مردم را تنها با یک سوپاپ هوا هر از چند گاهی باز کند و کمی فشار ها تخلیه شود و دوباره حسابی بکوبند و غیره. ولی نمی فهمم بقول همین دوست امان چرا رفتن در خیابان فقط حضور داشتن خطر ناک است؟! آقا شما مثل آدم نمی تونی بری خیابان و فقط حضور داشته باشی و خود را در محیط های شلوغ شهر برسونی و یک حرکتی بین مردم راه بیاندازی! حد اقل شعار هم ندهید شروع کنید به صحبت با مردم تا دورتان جمع شود و یاد آوری روز 25 بهمن را و یا هر صحبتی از سوریه و وضع جنگ و سیاست بمب اتم درست کردن که قحطی و گرانی بوجود می آورد. واقعا نمی فهمم این حرکت رفتن در خیالان و از این محمل استفاده کردن و حرف های خودتان را بزنید استفاده کنید. مگر اینکه حرفی ندارید و فقط می خواهید شعار های خطر ناک بدید و یک عده را به خطر بیاندازید که آخرش هم هیچی به هیچی! خوب اگر این باشد من می گویم خود رژیم باهمین شورای هماهنگی سبز امید در کارند که مدام نیرو های ما ها را به هرز بدهند. هر کی آگاهانه یا نا آگاهانه مردم را به خانه ها بنشاند خیانت کرده به آن چندتا آدمی که میروند بیرون و دستگیر می شوند و هزار بلا سرشان می آید. در کم بودن ما امکان ضربه پذیری بیشتر است. اصلا فکر کنید این دوستان ما دارند می روند خیابان و این خودش خودکشی است. آخر شما معرفت اتان کجا رفته نمی روید حد اقل از کار های بی احتیاط آنها را باز دارید. احتیاط و غیراحتیاط آدم در محل و موقعیت می فهمه. آدم که خانه بشینه و از دور صحنه را ببنیده موقعیت ترس و ولع صد چندان می شود و این ما را به یک قهقهرا می برد که معلوم نیست با این قحطی و گرانی ها و خطر جنگ و تحریم و قراره به سر جامعه امان چی بیاید! آقا مردم هزار و یک مسئله دارند و می خواهند حرف های شما را بشنوند! اگر فقط می رید بیرون بگید یا حسین یا میر حسین مردم شما را بربر نگاه میکنند و اصلا این شاموتی بازی های حصر خانگی که از آنجا فراخوان تظاهرات می دهند وقتی یک شهروند آن جامعه بخاطر بقایی زندگی اش که نان باشد زندان می ره و کارش به شکنجه و اعدام غیره می کشه باورتان نمی کند و به حرف شما گوش نمی کنند! دور و ور خودرا هم خالی خواهید دید. سعی کنید به سوالات مردم به آنی که مردم راجلب می کند مثل نه به جنگ و بمب نه به تحریم و گرانی و دست آخر اگر شد نه به یک حکومتی که همه اینها را برای ما بوجود آورده مهمه!
فوریه 14, 2012 در 09:56 |
آقای بسیجی چاقال ملت شما فکر کنم مغزت دچار مشکل شده چون اگر به اندازه یک ارزن خداترسی در وجودت بود این حرفها رو نمیزدی تو اصلا می دونی معنی بسیج چیه
فوریه 15, 2012 در 08:04 |
(( پیشنهادی اساسی و 100 % <> ))
خیابونا پر از گارد بود دیروز پس من بعد میشه :
1 – هر5 شنبه شب که خیابان ها هم شلوغ هست و مردم برای گردش هم میان بیرون , شورای هماهنگی فراخوان بده برای اعتراضات مختلف با عنوان های مختلف : مردم بیان بیرون با ماشین یا بی ماشین و تا میتونن شلوغ کنن سطح شهر رو . هم پیاده رویه . هم گشت و گذاره . هم تجدید در همبستگی و ایجاد نوعی محبت و پیوستگی در ((عمل)) بین مردم هست که نشون بدن (( ما <> با هم هستیم )) در موقعش و زمانش و نوعی ایجاد همفکری عمومی در عمل هست.
2 – ماشین هام اگه دیدن جایی خلوته و مامور کم هست یا قابل شناسایی نیستن شروع کنن به بوق زدن که اونم مثل شعار دادنه ولی اگه حتی در بد ترین حالتم بگیریم اگر کسی هم گیر داد بگن برای ترافیکه که اعصابشون خورد شده و بوق زدن ووو ! مردمم من خودم امروز رفتم. توی بی آر تی بهتره و بعدش درجه دوم مترو . سوار شید در شاهراه های تهران مثل از تهرانپارس تا آزادی ووو بعدش اگه فرصت بود شعاری چیزی رو دیوار بنویسن یا شعاری بدن زبانی !
3 -اگرم نیرو خیلی خیلی زیاد بود و ترسیدین ! دوباره سوار بی آر تی یا تاکسی یا مترو بشید برگردید ! اگرم نبود از پیاده رویتون لذت ببرید تا بقیه مردم هم برسن :) و زیاد و زیاد تر بشیم و اگه 1 سیل از مردم بشیم دیگه نمیتونن جلومون وایسن ! و مدرکی هم ازمون نداشته باشن در بدترین حالت اگه زیاد شیم و نیرو بفرستن و حمله هم کنن باز میگیم آقا من اومده بودم بیرون کار داشتم انقلاب کتاب میخواستم ووو نمیدونم چرا اینجا انقدر شلوغه و چیه قضیه ! متطقا نمیتونن کاری کنن باهامون تا اعتراف نکنیم به جرمی !
4 – اگرم گاردها بعد از مدتی خسته شده بودن و نیومدن و و خلوت بود که از تظاهرات و راهپیماییمون لذت میبریم ! :) و در این حالت نیروهای حکومت هم هر 5 شنبه مجبور میشن وایسن تو خیابون و ترسشونو و دیکتاتور و خشن و غیر انسانی بودنشونو (( در عمل )) به همه مردم دنیا و مردم ایران نشون بدن و فریاد بزنن ! : ) و از نظر مالی هم به حکومت ضربه زدیم که آخرش کم میاره حقوق این خواهر برادران بسیجی رو هر هفته بده .
5- و این میشه 1 نوع جنگ فرسایشی بدون خشونت و با آرامش که بازنده نهایی درش ((: حکومته :)) و پیروز ماییم که حد اقلش اینه که به این لشگر کشی اینا هر هفته از ته دل میتونیم بخندیم :)) !