و ابراهیم به شهری رسید که مردمیانش کلاغ میپرستیدند. پس پرسید: «شما چگونه حیوانی چرکینهروی را بر ریاست بتکدهای گمارده، و از کلاغی بت ساخته و میپرستید؟» پاسخ آمد: «این که چیزی نیست! ما مردمانی میشناسیم که مِیمانی چرکینهخوی را بر ریاست کشوری گمارده، و از الاغی بت ساخته و میپرستند!»
برچسبها: چرکینهتوی, پس تبر در درست گرفت و کلاغها پریدند!